X
تبلیغات
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم ؟؟

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم ؟؟
میتوانی سنگ را هم دوست بداری بشرطی که عظمت کوهستان در وجودت باشد  

هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد

و میداند که از تند ترین شیر

باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد

هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد

و میداند از تند ترین آهو

باید تند تر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مرد

فرقی ندارد آهو باشی  یا شیر ،

آفتاب که برمیآید آماده دویدن باش . . .

[ جمعه 1392/12/23 ] [ 23:5 ] [ my name is nobody ]


چه در دل من چه در سرتو

من از تو رسیدم به باور تو

تو بودی و من به گریه نشستم برابر تو

بخاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم

با تو  شوری در جان ، بی تو جانی ویران

از این  زخم پنهان ، می میرم

 نامت در من باران ، یادت در دل طوفان

با تو امشب پایان می گیرم

نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن

به یاد تو بودم ، به یاد تو من

ببین غم تو  رسیده به جان و دویده به تن

ببین غم تو رسیده به جانم بگو چه کنم

با تو شوری در جان، بی تو جانی ویران

از این زخم پنهان  می میرم

 ((سروده عبدالجبار کاکائی))

[ شنبه 1392/05/12 ] [ 20:55 ] [ my name is nobody ]
باران که می آید

حضور مبهم یک هیچ مرا فرا می گیرد

تپش های قلبم به شماره می
افتد

دم می رود و بازدم به سختی باز می گردد

دلم سخت می گیرد.


[ شنبه 1392/05/12 ] [ 20:51 ] [ my name is nobody ]

گر یقین دارید روزی پروانه خواهید شد

بگذارید دنیا هر چه میخواهد پیله کند

[ شنبه 1392/05/12 ] [ 20:11 ] [ my name is nobody ]
از شيخ ِ بهايی پرسيدند : خيلی سخت مي گذرد ، چه بايد کرد ؟

شيخ گفت:خودت مي گويی،سخت میگذرد ،سخت که نمی ماند!

پس خدا را شکر که می گذرد و نمی ماند ...
[ شنبه 1392/05/12 ] [ 20:6 ] [ my name is nobody ]
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ،
رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
 اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.
در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ،
در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :

” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”

[ پنجشنبه 1392/04/20 ] [ 21:47 ] [ my name is nobody ]

ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد  و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید .

مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده  ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . 

 که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .


ادامه مطلب
[ جمعه 1392/03/31 ] [ 20:43 ] [ my name is nobody ]

خندیدن یک نیایش است

 اگر بتوانی بخندی،آموخته ای که چگونه نیایش کنی


هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد،

هر بافت وجودت از شادی بلرزد، به آرامشی عظیم دست می یابی!...

کسی می تواند بخندد،
 که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.


 کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!


شادی اگر تقسیم شود،دو برابر می شود!
 غم اگر تقسیم شود،نصف می شود!

[ جمعه 1391/11/13 ] [ 10:6 ] [ my name is nobody ]
جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد
و جاذبه زمین ، سیب را .
فرقی نمیکند؛

سقوط ، سرنوشت ِ دل دادن به هر جاذبه ای
 غیر از خداست...

به جاذبه ای بیاندیش که پروازت میدهد

 
 
 
[ یکشنبه 1391/11/08 ] [ 22:22 ] [ my name is nobody ]

[ دوشنبه 1391/11/02 ] [ 22:57 ] [ my name is nobody ]
 
زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند!

دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است.

امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم
 
[ جمعه 1391/10/29 ] [ 12:24 ] [ my name is nobody ]

میخوانمت در بلندی که خودت بلند ترینی

میخوانمت به مهربانی که خود مهربان ترینیمیدانمت به رحمتت که خودت رحیم ترینی

میدانمت به بزرگی که خودت بزرگترینی

همه این میخوانمت ها و میدانمت ها

بهانه ای هست تا بگویم
” خدایا ” دوستت دارم

[ سه شنبه 1391/10/26 ] [ 23:10 ] [ my name is nobody ]

تنـهائی را بلند ترین شـاخه درخت خـوب میفهمد

چــرا هر چه بزرگتر کــه می شویم تنــهاتر مــی شویم ؟؟

براستی خــدا از بزرگی تنهاست یا از تنهائی بزرگ ...

[ شنبه 1391/10/23 ] [ 17:44 ] [ my name is nobody ]

آرامش چیست؟

نـگاه به گذشته و شـکر خدا.

نگـــاه به آیـنده و اعـتماد بــه خــدا.

نگاه به اطراف و جستجوی خدا.

نگاه به درون و دیدن خدا .

” لحظه هایتان سرشار از بوی خدا”

 

 

 

[ شنبه 1391/10/09 ] [ 8:12 ] [ my name is nobody ]

آخر پاييز شد، همه دم ميزنند از شمردن جوجه ها !
 

امشب موقع خواب بشمار !
 

بشمار تعداد دل هايي كه بدست آوردي ......
 

بشمار تعداد لبخندي را كه بر لب دوستت
 
 
نشاندي .....
 

بشمار تعداد اشك هايي كه از سر شوق و غم
 
 ريختي ....
 
 

فصل زردي بود ....

 
 
بـشـمار تــو چــقدر سـبز بــودي ؟
جوجه ها را میشود بعداً شمرد .....

 **************************************************

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و

                                  زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.

********************************************

                      یــلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است،

                     که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

***********************************************

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم

و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها

*******************************************

یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.

[ چهارشنبه 1391/09/29 ] [ 19:16 ] [ my name is nobody ]

1.   مرد را به عقلش نه به ثروتش

2.   زن را به وفايش نه به جمالش

3.  دوست را به محبتش نه به کلامش

4.  عاشق را به صبرش نه به ادعايش

5.  مال را به برکتش نه به مقدارش

6.  خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

7.  اتومبيل را به کاراييش نه به مدلش

8.  غذا را به کيفيتش نه به کميتش

9.   درس را به استادش نه به سختيش

10. دانشمند را به علمش نه به مدرکش

11. مدير را به عمل کردنش نه به جايگاهش

12. نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش

13. شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش

14. دل را به پاکيش نه به صاحبش

15. جسم را به سلامتش نه به لاغريش

16. سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش

 

 

[ شنبه 1391/09/25 ] [ 18:47 ] [ my name is nobody ]

کسی را تحقیر مکن، شاید مـحـبوب خـدا باشد؛

دلی را نشکن، شاید خــانه خـدا باشد؛

از کمکی دریغ مکن، شاید کلید بهشت باشد؛

سر نماز اول وقت حاضر شو، شاید

آخرین دیدارت با خدا در زمین باشد

[ پنجشنبه 1391/09/23 ] [ 21:47 ] [ my name is nobody ]
ای کــاش

کـــاش به جــای ایـن هـمه بـاشـگاه زیـبایی انـدام یـه بـاشگاه زیبــایی افــکار هـم داشــتیم.

 مشــکل امروز ما انــدام هــا نیستند ،

 افــکارها هستند

[ شنبه 1391/09/18 ] [ 0:5 ] [ my name is nobody ]

 

یـــادمـــان باشد !

خاموش کردن شمع فردی دیگر

 باعث نخواهد شد

شمع شما درخشانتر نورافشانی کند.

[ جمعه 1391/09/17 ] [ 0:11 ] [ my name is nobody ]

گیله مرد میگفت :

اگر ب  " بخاطر خدا "  از عبادت برداشته شود ؛

از عبادت چیزی جز عادت نمی ماند ...

نیت هایمان را خالص کنیم ...

منبع یکـ گیله مرد

 


[ پنجشنبه 1391/09/09 ] [ 18:58 ] [ my name is nobody ]

به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم 
در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم 


****************** 
مهم نیست چگونه، چطور و چند 
به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم 


**************** 
ببین که خاک چگونه به سجده افتاده 
چرا غرور و تفاخر بیا تا رکوع کنیم

[ جمعه 1391/08/26 ] [ 23:50 ] [ my name is nobody ]
پدرم درآمد              بگوییم                خیلی راحت نبود
خسته نباشید        بگوییم                خداقوت

دستت درد نكنه     بگوییم                ممنون از محبتت
دروغ نگو                 بگوییم                راست میگی؟ راستی؟
گرفتارم                   بگوییم         درفرصت مناسب باشما خواهم بود
خدا بد نده               بگوییم                خدا سلامتی بده
قابل نداره               بگوییم                هدیه برای شما
شكست خورده      بگوییم                باتجربه
مگه مشكل داری؟     بگوییم                مگه مسئله ای داری؟
فقیرهستم                   بگوییم                ثروت كمی دارم
بد نیستم                      بگوییم                خوب هستم
به درد من نمی خورد    بگوییم                 مناسب من نیست

مشكل دارم                  بگوییم                 مسئله دارم
جانم به لبم رسید          بگوییم                 چندان هم راحت نبود
فراموش نكنی               بگوییم                 یادت باشه
داد نزن                          بگوییم                 آرام باش
مریض وغمگین نیستم    بگوییم           من سالم و با نشاط هستم
غم آخرت باشد      بگوییم                 شما را در شادی ها ببینم        ببخشید مزاحمتون شدم  بگوییم     

 از اینكه وقت دراختیار من گذاشتید متشكرم

[ جمعه 1391/08/26 ] [ 12:15 ] [ my name is nobody ]
محرم ماه الفت با جنون است / چراغ کوچه هایش بوی خون است

محرم حرمت خون است و خنجر / تلاطم می کند حنجر به حنجر . . .


    *******************************************

پرسيدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟

آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است.

گفتم: كه چيست محرم؟

باناله گفت:ماه عزاي اشرف اولادآدم است

[ جمعه 1391/08/26 ] [ 10:47 ] [ my name is nobody ]

وقــتی بـه عـلاوه خـدا بـاشی

مــنهای هـر چـیزی میــتوانی زنـدگی کنی

[ چهارشنبه 1391/08/24 ] [ 19:39 ] [ my name is nobody ]
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد
و برمی گشت !
پرسیدند :چه می کنی ؟
پاسخ داد :
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...
گفتند :
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد
گفت : ...شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ،
اما آن هنگام که خداوند می پرسد :
زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم :هر آنچه از من بر می آمد !!!!!
[ شنبه 1391/08/20 ] [ 20:32 ] [ my name is nobody ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

Where I'm sitting in his opinion?

به نام آنکه نغمه ها در ستایش اوست.

آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

آمده که رهزنم بر سر گنج شه زنم
آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمی خوری پیش کسی دگر برم

مولوی


بهترین مترجم کسی است که سکوت را ترجمه کند.

برای زیستن کنار هم لازم نیست مانند هم باشیم

کافی است به نفاوت های همدیگر احترام بگذاریم


میتوانی سنگ را هم دوست بداری
بشرطی که عظمت کوهستان در وجودت باشد
امکانات وب